سيد عليرضا موسويسيد عليرضا موسوي، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

سيد عليرضا موسوي

بهار را باور کن...

زمستان کوله بار برفی‌اش را می‌بندد و زمین لباس عروس سفیدش را از تن در می‌آورد. هر گامی که زمستان بر می‌دارد پشت سرش آدم‌برفی‌های چاق شروع به آب شدن می‌کنند و جای خود را به سبزه‌های نوجوان و شاداب بهاری می‌بخشند. صدای شادی رود حنجره طبیعت را به صدا در می‌آورد و چشمان گریان آسمان از دور شدن زمستان قطره‌ای از اشک بلورین خود را یر روی شاخه‌های پر مهر درخت کوهستان پیر می‌اندازد و از شدت ناراحتی شروع به گریه‌ای ناپایدار می‌کند و گل‌های نوزاد صورتی رنگ کوچک زیر سایه مادران بلند‌قدشان می‌روند و با خیال آسوده می‌خوابند. ...
7 فروردين 1392

طفوليت برای هميشه از دست خواهد رفت

مادامی كه اين اطفال كنارت هستند تا می‌توانی دوستشان بدار، خود را فراموش كن و به ايشان خدمت نما. شفقت فراوان خود را از آنها دريغ مدار، مادام كه اين موهبت با توست قدرش را بدان و نگذار هيچ يك از رفتار كودكانه آنها بدون قدردانی بماند، اين شادمانی كه اكنون در دسترس توست مدت زيادی نخواهد ماند. اين دستان نرم كوچكی كه در دست تو آشيانه دارد در حالی‌كه در آفتاب قدم می‌زنی هميشه با تو نخواهد بود، همين گونه اين پاهای كوچكی كه در كنارت می‌دوند و يا صداهای مشتاقی كه بدون وقفه و با هيجان هزاران سؤال از تو می‌كنند تا ابد نيستند. اين صورت‌های قابل اعتماد كه به طرف تو توجه می‌كنند، يا بازوان كوچكی كه بر گردن...
6 دی 1391

امشب شب یلداست...

  شب یلداست؛ شبی که در آن انار محبت دانه می‌شود و سرخی عشق و عاطفه، نثار کاسه‌های لبریز از شوق ما؛ شبی که طراوت هندوانه‌های تازه تابستان به سرمای دستان زمستان هدیه می‌شود و داغی نگاه‌های زیبای بزرگ‌ترها در چشمان کودکان اوج می‌گیرد و بالا می‌رود. در ازدحام بشقاب‌های کوچک بلور، شیرینی صمیمیت‌ها و یکدلی‌ها، تقسیم می‌شود و کام‌های همه را شیرین می‌کند. یلدای طولانی سال، بهترین مجال برای نیم‌نگاهی کوتاه به لحظه‌هاست؛ لحظه‌هایی که در سرعت عبور، خلاصه می‌شوند و می‌گذرند و این گذشتن، بهترین پیام برای زیبا زیستن ماست؛ زیرا شیرینیِ در کنار ...
30 آذر 1391

السلام علیک یا اباعبدالله‌الحسین(ع)

  دوباره ماه محرّم، دوباره بوی حسین دوباره بر سر هر كوچه گفت‌و‌گوی حسین بیا به دسته ما نوحه جنون سر كن كه می­‌رویم شباشب، به جست‌و‌جوی حسین حسین، وارث كشف و شهود غار حراست چه های و هوی محمد، چه های و هوی حسین نبسته اند به روی حسین، هرگز آب فرات، آب ننوشید از گلوی حسین فرات، تشنه لب‌های تفته جوشش بود فرات، آب شد از شرم، رو به روی حسین قتیل قبله همیشه به یاد می‌ماند بیا كه مهر نماز است، خاك كوی حسین چنین كه در دل من، داغ كربلا جاری ست شهید می‌شوم از هرم آرزوی حسین طلوع می‌كند آخر طلیعه موعود مسیر قبله عوض می‌شود، به سوی...
8 آذر 1391

روز عید سادات...

تا شد به روی دست نبی(ص) مرتضی(ع) بلند شد رايت جلال خدا برملا بلند بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول» گرديد منبری همه از پشته‌ها بلند مرآت پاك لم‌يزلی، آيت جلی شد بر سرير دست حبيب خدا بلند آيين پاك ختم رسل ناتمام بود گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند هنگامه شد به كوری چشمان دشمنان شد بانگ مرحبا ز همه سوی بلند خورشيد دين، سپهر يقين، ختم مرسلين شد زين سبب ميان همه انبيا بلند تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند تكميل شد شريعت پاك محمدی چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند ای مظهر صفات خداوند لايزال وی از تو آسمان ولايت به پا بلند هرجا كه بود پيكر هر ناتوان به خاك ...
9 آبان 1391

تکمیل شدن حرف زدن سید‌علیرضا

سلام. آقا سید‌علیرضا داره واژه‌های کلماتش رو گسترش می‌ده و الآن الفاظی مثل: درس «دیس»، پتو «پاتو»، پول، جیب و چندتا کلمه که تو ذهنم نیست. خیلی خوشحالم که هر روز شاهد رشد و تکامل پسر خوبم هستم. عزیزم دوست داریم.... ...
8 آبان 1391

تولد مامی سید علیرضا....

سلام. امروز 29 مهر‌ماه سالروز تولد من یعنی مامی سید علیرضا موسوی هست.... از دیشب تا حالا خواهرای خوبم برام تبریک این روز و فرستادند و از همین‌جا ازشون تشکر میکنم. آقای شوهر یعنی بابای سید علیرضا تا الآن که تبریک خشک و خالی هم نگفته چه برسه به دادن کادو ... راستی عمه جوش علیرضا«عمه رقیه جونش» پریروز عکس پروفایل سید علیرضا رو که قبلا لطف کرده و به عکس پرینت ارسال کرده بود به شکل شاسی به برادرزاده‌اش هدیه داد. عمه جونیش من و آقا سید علیرضا و بابائی ازت تشکر می‌کنیم و انشاءالله عروسیت عوضش و سوبل در می‌یایم. یه راستی دیگه.... عمه ماچ دماغ علیرضا کارشناسی ارشد در اومده دانشگاه قزوین، ر...
8 آبان 1391